پشت صحنه زندگی من...

به دنبال رهایی ام. نوشتن می تواند این آزادی را به من بدهد، می دانم.

به دنبال رهایی ام. نوشتن می تواند این آزادی را به من بدهد، می دانم.

دلم تنگ می شود، گاهی
برای حرف های معمولی ، برای حرف های ساده
برای «چه هوای خوبی!» ، «دیشب چه خوردی؟»
برای «راستی! ماندانا عروسی کرد.» ،
« شادی پسر زائید.»
دلم تنگ می شود، گاهی
برای یک «دوستت دارم» ساده
دو «فنجان قهوه ی داغ» ،
سه «روز» تعطیلی در زمستان ،
چهار «خنده ی » بلند
و پنج «انگشت» دوست داشتنی...

مصطفی مستور

آخرین مطالب

۱ مطلب در فروردين ۱۳۹۳ ثبت شده است

بعضی آدما به زندگی ما وارد میشن و زودی هم میرن!

بعضی از آدما روح مارو می رقصونن... اونا مارو با درک جدیدی از زمزمه خِرَدشون بیدار می کنن...

بعضی از آدما آسمون رو برای خیره شدن زیباتر می کنن... اونا برای مدتی توو زندگی ما می مونن و جای پایی در قلب ما میذارن که از اون به بعد ما دیگه هیچ وقت مثل قبل نمی شیم...

یادت باشه از تمام کسایی که قلبت رو لمس کردن قدردانی کنی!


۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۳ ، ۱۳:۰۸
بارون