دلم تنگ می شود، گاهی برای حرف های معمولی ، برای حرف های ساده برای «چه هوای خوبی!» ، «دیشب چه خوردی؟» برای «راستی! ماندانا عروسی کرد.» ، « شادی پسر زائید.» دلم تنگ می شود، گاهی برای یک «دوستت دارم» ساده دو «فنجان قهوه ی داغ» ، سه «روز» تعطیلی در زمستان ، چهار «خنده ی » بلند و پنج «انگشت» دوست داشتنی...
زندگی در گذر است… چه کسی میداند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی؟ چه کسی میداند،که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟ پیله ات را بگشای! تو به اندازه ی پروانه شدن زیبایی…!
پاسخ:
زندگی در گذر است... زندگی را زندگی باید کرد... مرسی عزیزم :)
ارسال نظر
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیانثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.