پشت صحنه زندگی من...

به دنبال رهایی ام. نوشتن می تواند این آزادی را به من بدهد، می دانم.

به دنبال رهایی ام. نوشتن می تواند این آزادی را به من بدهد، می دانم.

دلم تنگ می شود، گاهی
برای حرف های معمولی ، برای حرف های ساده
برای «چه هوای خوبی!» ، «دیشب چه خوردی؟»
برای «راستی! ماندانا عروسی کرد.» ،
« شادی پسر زائید.»
دلم تنگ می شود، گاهی
برای یک «دوستت دارم» ساده
دو «فنجان قهوه ی داغ» ،
سه «روز» تعطیلی در زمستان ،
چهار «خنده ی » بلند
و پنج «انگشت» دوست داشتنی...

مصطفی مستور

آخرین مطالب

پاییز...

جمعه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۲، ۰۸:۳۱ ب.ظ

  پاییز در راه است...

  گویند فصلی ست...

  پر از اندوه...

  پر از بی رنگی...

  اما من که زاده ی این فصلم، پاییز را این گونه می بینم...

  فصلی ست...

  پر از نشاط...

  سر تا سر رنگ...

  آغاز زندگی...

  پر از دوست داشتن... پر از مهر... پر از وفا...

  آری پاییز فصل مهر ورزیدن است...


موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۲/۰۶/۲۹
بارون

نظرات  (۵)

۳۰ شهریور ۹۲ ، ۱۰:۱۳ مایکل فارادی
ما که زاده این فصل نیستیم جور دیگر میبینیم :‌)
پاسخ:
امسال کمکت می کنم که یه جور دیگه ببینی این فصل قشنگ رو! :)
۳۱ شهریور ۹۲ ، ۰۸:۵۷ فرشته ابراهیمی
یعنی عاشق تصاویرتم
پاسخ:
مرسی فرشته نازنین :*
۰۱ مهر ۹۲ ، ۲۰:۵۶ فرزند آدم
پاییز بهاریست که عاشق شده است
پاسخ:
موافقم! :)
۰۵ مهر ۹۲ ، ۱۱:۱۹ محمد حسن خلعتبری
سلام
        تعبیر منحصر به فردی از پاییز ارائه کردین که شاید بهتر باشه همه ی ما به پاییز اینطوری نگاه کنیم.
بر عکس دفعه ی قبل اینبار مطلبتون سرشار از امید و نگاه رو به جلو بود.
ممنون از مطلبتون
پاسخ:
همه فصل ها زیبان! زیبایی بستگی به نوع نگاه ما داره!
مرسی که هستین :)
۱۰ مهر ۹۲ ، ۱۱:۲۶ مونا حقوقی

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر با آن پوستین سرد نمناکش
باغ بی برگی
روز و شب تنهاست ؛
با سکوت پاک غمناکش

ساز او باران ؛ سرودش باد
جامـه اش شولای عریـانی ست
ور جز اینش جامه ای باید؛
بافته بس شعله ی زر تار پودش باد
گو بروید یا نروید ؛ هر چه در هر جا که خواهد یا نمیخواهد
باغبان و رهگذاری نیست
باغ نومیدان ؛
چشم در راه بهاری نیست

گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد
ور به رویش برگ لبخندی نمی روید
باغ بی برگی که می گویدکه زیبا نیست ؟!
داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید 

باغ بی برگی
خنده اش خونی ست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن
پادشاه فصل ها پاییز

پاسخ:
مرسی که هستی عزیزترینم... و مرسی که با وجود مشغله های زندگی منم یاد می کنی... :*

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی